السيد موسى الشبيري الزنجاني
4340
كتاب النكاح ( فارسى )
جواهر را اضعف الوجوه دانستهاند . توضيح فرمايش مرحوم سيد رحمه الله : ظاهر فرمايش مرحوم سيد اين است كه مىخواهد همان فتواى ابن ادريس را بگويد يعنى مىخواهد بفرمايد سكوت فى نفسه دليل رضايت نيست و بايد منضم به قرائنى شود كه در نظر عرف حجّت باشد و حجّيت عند العرف هم منوط به حصول اطمينان است البته ابن ادريس روايت را طورى توجيه كرده كه على القاعده سيد نمىتواند با اين توجيه موافق باشد . ابن ادريس روايت « اذنها صماتها » را حمل كرده بر صورتى كه دختر باكره به پدر يا برادر يا شخص ديگرى وكالت در تزويج داده و اگر زوجه براى ازدواج وكيل بگيرد ، مستحب است وكيل موقعى كه مىخواهد عقد كند از دختر استيذان كند . روايت در چنين فرضى سكوت دختر را به منزلهء اذن دانسته است . واضح است كه حمل روايت بر چنين فرضى هيچ مدركى ندارد و اصل حكم يعنى استحباب استيذان وكيل هم دليلى ندارد همانطور كه صاحب حدائق نيز اين دو اشكال را مطرح نموده است . به نظر ما فرمايش سيد رحمه الله به مطلبى ناظر است كه ما هم با ايشان موافقيم و آن اينكه در اين نوع مسائل بايد اختلاف محيطها را در نظر گرفت . بر خلاف دورهء فعلى كه بر اثر كثرت ارتباطات و تأثير نشريات و رسانههاى عمومى در آن خجالتى بودن دخترها تا حدود زيادى كم شده است ، در دورههاى سابق دخترها به دليل حياى زياد فقط در صورت مخالفت مىتوانستند ابراز عدم رضايت كنند اما در صورت موافقت نمىتوانستند رضايت خود را صريحاً اعلام كنند لذا سكوت آنها موجب اطمينان نوعى به رضايت مىشده است و اين روايت ناظر به چنين فضايى است نه اينكه يك حكم ابدى را بيان كرده باشد كه در هر شرايطى سكوت دختر معيار باشد . به عبارت ديگر : روايت در محيطى صادر شده است كه سكوت باكره موجب اطمينان نوعى بر رضايت بوده است ، از چنين رواياتى بيش از تأييد نظريه عرف